شاهدخت سرزمین ابدیت

سلام خدا

اینم از ما

خوبیم ولی به خوبی شما که نمی رسیم

می گذرونیم   خودت که بهتر می دونی

راستی چه خبر؟

سلام منو به همه ی بالایی ها برسون

می دونی خدا

خیلی وقته که این پایینم و تو اون بالا

شایدم خیلی کمه

ولی بالاخره که............

می دونی خدا

بی رودربایستی حرف زدن و دوست دارم

خودتم می دونی   مطمئنم

چند وقت پیشا که داشتم اهنگ ابی رو دوباره گوش می دادم

 همونی که می گه اگه جای تو بوده

تو فکر فرو رفتم

گفتم اگه خدا بود گند می زد به زمین و زمان

یه وقت نخوای یه روز امتحانی خداش کنیا

صبرتو قربون که لنگت پیدا نمی شه

اون می گه اگه خدا بود نمی ذاشت اشک تو چشم بچه های بمی جمع بشه

ولی تو حرف نمی زنی و فقط عمل می کنی

تو این قطره اشکا رو دونه دونه جمع می کنی

واسه روز مبادا

می دونی خدا

داشتم فکر می کردم که تو این سرما

عزاداری واسه امام حسینت امسال مثه همیشه نمی شه

به بزرگیه خودت ببخش

می دونی

می خوام از این به بعد

اگه تونستم

فقط واسه خودت بنویسم

به یاد همون پرنده ی قلبم که خیلی وقته ازادش کردم

به یاد همون اشکای توی فرودگاه

به یاد همین سه تا عزیزی که توی کمتر از دو سال از دست دادمشون

ولی تو به دستشون اوردی

می دونی خدا

هنوز مونده

ولی میذارمش برای بعد

...................

 

 

نوشته شده در ٢۱ دی ۱۳۸٦ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |